سلام ...
خوبید ؟؟؟
امروز شعری دارم که تقدیمتون می کنم :
خانه ام روی دل است
این دل خسته و زار
که ترک میدارد
ز نگه خسته تو
این دلم پژمرده است
خانه ات آباد باد
که زدی بشکستی
پی خانه ی من
ناز شست باد
این حاصل شکسته تو
انکی فرصت ده
تارک خانه شوم
تا نریزد سقفش به سرم
من محالات دلم
چه کسی خانه بسازد به دلی
که منش ساخته ام ؟
تا که آید همه ی رنج دنیا به برم
و حالا از میر میگم براتون :
دیروز در شهرستان تکاب از توابع استان آذربایجان غربی جلسه ای در مسجد ولیعصر ( عج ) با حضور خانم شهبانو امانی شیر زنی از ارومیه برگزار شد که با استقبال بالغ بر ۵۵۰ نفری زن و مرد و ژیر و جوان در حمایت از مهندس میر حسین موسوی برگزار شد در این مراسم شهبانو امانی با انتقاد از عملکرد دولت نقاط قوت دولت امید و شخص مهندس میر حسین موسوی را بیان نمود و از اهداف و برنامه های دولت امید سخن گفت .
شهبانو امانی در این سخنرانی با تشویق های پی در پی مردم غیور و همیشه بیدار تکاب قرار گرفت و پس از اتمام سخنرانی با حضور پور شور عاشقان انقلاب سبز به سمت شاهین دژ ( صائین قالا ) رهسپار شد .
تا بعد .
+
درد و دل شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 11:14 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

میرحسین موسوی خامنه (زاده ۷ مهر ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار، نقاش و معمار ایرانی است. او پنجمین نخست وزیر جمهوری اسلامی و آخرین نخست وزیر ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از فوت روحالله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخستوزیری، از فعالیتهای اجرایی کناره گرفت و در سال ۱۳۷۷ با تأسیس فرهنگستان هنر به ریاست آن انتخاب شد و عمده فعالیت خود را در این نهاد متمرکز کرد.[۱] موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشته معماری، کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۶۳ تاکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخته و همزمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.[۲] دیگر پستهای او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی، ریاست ستاد انقلاب فرهنگی بودهاند. کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجستهای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کردهاست، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب میکند.![]()
فهرست مندرجات
تحصیلات
فعالیتهای هنری
عضویت در نهادهای حکومتی
فعالیتهای علمی و هنری[۳]
سوابق شغلی[۴]
| کابینهی اول میر حسین موسوی - سالهای ۶۰-۶۴ | |||||||||||
| ردیف | وزیر | وزارتخانه | ردیف | وزیر | وزارتخانه | ||||||
| ۱ | پرورش | آموزشوپرورش | ۱۲ | نژادحسینیان | راه | ||||||
| ۲ | نبوی | پست | ۱۳ | محسن رفیقدوست | سپاه | ||||||
| ۳ | ری شهری | اطلاعات | ۱۴ | هاشمی | صنایع | ||||||
| ۴ | نمازی | دارایی | ۱۵ | نجفی | علوم | ||||||
| ۵ | ولایتی | امورخارجه | ۱۶ | معادیخواه | ارشاد | ||||||
| ۶ | عسگراولادی | بازرگانی | ۱۷ | توکلی | کار | ||||||
| ۷ | منافی | بهداشت | ۱۸ | نیک روش | کشور | ||||||
| ۸ | تشکیل نشده بود | تعاون | ۱۹ | گنابادی | مسکن | ||||||
| ۹ | سلامتی | کشاورزی | ۲۰ | محمد غرضی | نفت | ||||||
| ۱۰ | اصغری | دادگستری | ۲۱ | غفوری فرد | نیرو | ||||||
| ۱۱ | محمد سلیمی | دفاع | ۲۲ | بهزاد نبوی | وزیر مشاور در امور اجرایی | ||||||
| کابینه دوم میر حسین موسوی - سالهای ۶۴-۶۸ | |||||||||||
| ردیف | وزیر | وزارتخانه | ردیف | وزیر | وزارتخانه | ||||||
| ۱ | اکرمی | آموزشوپرورش | ۱۲ | سعیدی کیا | راه | ||||||
| ۲ | غرضی | پست | ۱۳ | رفیقدوست | سپاه | ||||||
| ۳ | ری شهری | اطلاعات | ۱۴ | نبوی | صنایع سنگین | ||||||
| ۴ | نمازی | دارایی | ۱۵ | فرهادی | آموزش عالی | ||||||
| ۵ | ولایتی | امورخارجه | ۱۶ | خاتمی | ارشاد | ||||||
| ۶ | عابدی جعفری | بازرگانی | ۱۷ | سرحدی زاده | کار | ||||||
| ۷ | مرندی | بهداشت | ۱۸ | نوری | کشور | ||||||
| ۸ | تشکیل نشده بود | تعاون | ۱۹ | کازرونی | مسکن | ||||||
| ۹ | زالی | کشاورزی | ۲۰ | آقازاده | نفت | ||||||
| ۱۰ | حبیبی | دادگستری | ۲۱ | بانکی | نیرو | ||||||
| ۱۱ | جلالی | دفاع | ۲۲ | نامدار زنگنه | جهاد | ||||||
پس از برگزاری انتخابات مجلس پنجم و از میان رفتن حاکمیت مطلق جناح محافظهکار (جامعه روحانیت مبارز و تشکلهای اسلامی همسو) در مجلس شورای اسلامی، سران گروههای خط امام (که بعدها به اصلاحطلبان معروف شدند) تلاش خود را برای انتخاب یک کاندیدا برای انتخابات ریاست جمهوری هفتم آغاز کردند. در جلسه ۸ اردیبهشت ۱۳۷۵ شورای هماهنگی گروههای خط امام (شش گروه همسو با مجمع روحانیون مبارز و مجمع حزبالله ـ فراکسیون اقلیت مجلس پنجم ـ) که با حضور محمد خاتمی، مهدی کروبی و محمد موسوی خوئینیها (سه عضو بنیانگذار روحانیون مبارز) برگزار شد، پیشنهاد شد تا تمام تلاش برای متقاعد کردن میرحسین موسوی به حضور در انتخابات انجام گیرد و در صورت نپذیرفتن موسوی یکی از این سه عضو ارشد روحانیون کاندیداتوری را قبول کنند. این درحالی بود که حضور علیاکبر ناطق نوری رئیس وقت مجلس به عنوان نامزد محافظهکاران در انتخابات قطعی به نظر میرسید.
انتخاب میرحسین با این استدلال صورت میگرفت که او علاوه بر شهرت کافی در میان مردم به واسطه هشت سال ریاست دولت و محبوبیت در میان طبقات پائین و مذهبی احتمالا مورد حمایت کارگزاران سازندگی و جمعیت دفاع از ارزشها نیز قرار خواهد گرفت و مجمع روحانیون مبارز نیز به احتمال فراوان سکوت سیاسی خود را شکسته و فعالیت خود را مجددا آغاز خواهد کرد.
موسوی که در ابتدا تأکید داشت به هیچ وجه تمایل و آمادگی برای حضور در انتخابات ندارد، در تیرماه پس از جلسات و درخواستهای مکرر پذیرفت تا موضوع را مورد بررسی قرار دهد. روزنامه سلام که به همراه دوهفتهنامه عصر ما تنها نشریات خط امام (جناح چپ) محسوب میشد اولین نشریهای بود که این موضوع را در عرصه سیاسی و مطبوعاتی کشور مطرح کرد. در هفتم مرداد با چاپ عکس بزرگی از موسوی در صفحه اول به درخواستهایی که برای کاندیداتوری او میشود، اشاره کرد. در ۲۴ مرداد مجمع روحانیون مبارز به چهار سال کنارهگیری خود از عرصه سیاسی کشور خاتمه داد و یک روز بعد از موسوی خواست درخواست کاندیداتوری را بپذیرد. چندی بعد شورای هماهنگی گروههای خط امام نیز موسوی را نامزد خود معرفی کرد. در ابتدای آبان ۱۳۷۵ حضور موسوی قطعی شده بود، به گفته محمد سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و عضو ارشد خط امام، در ملاقات روز سوم آبان با موسوی حتی در مورد مسائل جزئی انتخاباتی مانند مهیا کردن دفتر ستاد انتخاباتی هم صحبت شد. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران هم اعلام کرده بود که در روز هشتم آبان تجمعی را در مقابل خانه میرحسین برگزار میکند، اما موسوی در پیامی که در هفتم آبان منتشر شد، امتناع قطعی خود را از حضور در انتخابات اعلام کرد. محمد سلامتی معتقد است که امتناع موسوی قطعا به ملاقاتهایی مربوط میشود که در سوم و ششم آبان از سوی تعدادی از سران جناح محافظهکار با او صورت گرفته بود.[۵]
حامیان موسوی پس از آن به سراغ محمد خاتمی رفتند و خاتمی توانست با یک پیروزی غیرمنتظره در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ کرسی ریاست جمهوری را از آن خود کند.
همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.[۶]
مهندس موسوی کاندیدای اصلاح طلبان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است که پس از بیست سال سکوت و کناره گیری از ورود به عرصه، در ۲۰ اسفند ۸۷ و پس از مدتها اما و اگر، با انتشار بیانیهای رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.[۷] محمد خاتمی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با انتشار بیانیهای به طور رسمی از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد هشتاد و هشت به نفع او انصراف داد و عرصه را به میرحسین موسوی سپرد.[۸] جمعیت توحید و تعاون که اعضای ان از نزدیکان موسوی و خاتمی هستند در آستانه انتخابات ششمین مجمع خود را برگزار کردهاند. سایت کلمه نیز توسط این جمعیت راه اندازی شده که وبسایت رسمی موسوی شناخته میشود.[۹][۱۰]
تاکنون اکثر احزاب اصلاحطلب مانند جبهه مشارکت ایران اسلامی[۱۱]، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی[۱۲]، مجمع روحانیون مبارز[۱۳]، حزب کارگزاران سازندگی[۱۴]، حزب اسلامی کار[۱۵]، حزب همبستگی[۱۶]، مجمع زنان اصلاحطلب[۱۷]جمعیت زنان جمهوری اسلامی، انجمن روزنامهنگاران زن و احزاب دیگر و همچنین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات[۱۸] از او حمایت کردهاند.
برخی از وعدههای انتخاباتی او تاکنون چنین بودهاست:
جمع کردن گشتهای ارشاد - آزاد و قانونی شدن تلویزیون خصوصی - بازگرداندن سازمان برنامه به جایگاه پیشین - مقابله با قانونشکنی در نظام اجرایی - هدایت نظام اقتصادی کشور در مسیر سرمایهگذاری، کارآفرینی، ایجاد اشتغال و کارآمدی
حالا یه شعر دارم دعوتتون میکنم به شنوفتنش :
بد خمار گل بی یاس و تنم
بد خرابم
اندکی ناز بیا تا نپژم
دیده پر عشق کنم
دست به دست
تا که آیی به برم
برسم بر سر زورق عشق
تا که بنوازی دهل ناز
من شوم مست و خراب
تو شوی عشوه و ناز
باد یاد آید همی
بشوم غرق جنون
بشوی تاج سرم
اندکی زود بجنب
تا دیری نشود
دل خسته ی من
گرد پیری نشود
اندکی بی مکث
که امشب اواز کنم
حرف ناگفته ی خویش
تو بشو گوش
من شوم حرف
ناز مکن نازک من
قهر نکن با دلک من
تا نشود خاک دلم بیش
اندکی زود بجنب
تا دیری نشود
دل خسته ی من
گرد پیری نشود
ممنونتونم
تا بعد ... .
+
درد و دل شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت 11:11 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام و درود ...
حالا منم بي کس و تنها شدم ...
بي خيال ...
اومدم از مهندس سيد ميرحسين موسوي بگم و برم :
کوچه پس کوچه ي ذهنم همه جا نام تو است
نام تو وارث آدم
دست غيب اجلي
جنگ و خمپاره و آتش
مردمان کفن تن
سيدي شد يد رازق
گشت محرم به درون
آن سيد اولاد علي
سال بگذشت و او هنوز بر جاي
رسم و مرام او نشد پاک
عاشق قبر کفن تن
در پي روزي قلب است
اين سيد خسته
شده اند از پي اش همه چشم
سيدي ديگر مريدش
گويد هرکه را که هستم شود اکنون از پي او
دشمنانش همه خنجر به دستند
اما سيد از پي رئفت
با عمل کند لال
دگر اکنون سخني نيست
يابه پردازان !!!
اين اولاد علي است
خموش ؟!؟!
به احترام سيد لب بسته
حالا تنهام و بي کس ... .
يا علي ... .
تا بعد خدا که کاش ... .
+
درد و دل شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 13:53 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام یاران خوشخرام
بازهم دلم هوای کوچه و پس کوچه های نازمن رو کرده
میخوام بازم باهاتون هم صدا بشم اینبار با کوچه :
ای کوچه آمده ام که امشب چراغانیت کنم
عروسی یار است آمده امم غرق شادمانیت کنم
مست به وصلت یار شیرین زبان خود
آمده ام امشب جامی به مستی ارزانیت کنم
با رفتن یار جان زندگانی ام دگر تهی است
آمده ام خلاف خود عاشق این زندگانیت کنم
امشب غرق اشک فراق یار شیرین زبان
آمده ام ای کوچه تا امشب بارانیت کنم
یار معصوم می گفت که نشود سپید مویت
آمده ام که با سپیدی مویم زمستانیت کنم
می سوزد این دل در فراق یار من
آمده ام که با آه درون آتشفشانیت کنم
خون قلب از عشق یار طوفانی است
آمده ام با خونم ای کوچه طوفانیت کنم
عرشه ای به دستم بر روی سیم دست
آمده ام که با خون مرگم جاودانیت کنم
هارای آردا
۹ اردی بهشت ۸۸
بستان آباد
ممنون از گوشهایتان و نایتان ... .
من و معصومم رو دعا کنید ... .
یا حق ... .
تا بعد ...
+
درد و دل شده در سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 0:30 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام همدلان مهربان
سخن کوتاه می کنم و ... :
در درون کوچه های تنگ شهر آخرین بد مستی ام یادش به خیر
آندمان که افتادم زمین
آب گند از رویم گذشت
ناگهان دیدم پریچهری عجیب می کند از حالم برون
هی آقا ...
حالت بد است ؟
رسمت چیست ؟ *
چشم خمارم ناز کرد
گشتم از مستی برون
ناگهان دیدم شده ام آنچه که نه
آه یارب این پری بحر چه است ؟
نکند مرده ام ... ؟
حوری است ؟!؟
لب زدم مست و خمار !!!
ای پری چهر ...
اسمت چیست ؟ *
شکه شد یکدم ز جا
هاج و واج دو چشمانش
نام من از بحر چه خواهی ای غریبه
دهنت گند می دهد
نکند مستی ؟ *
گفتم تو را چه به عقل ندار من
رمز و رازت بس کن
شده ام به عمرم آنچه که نه
بگو تو کیستی ؟*
گفت پری ام
گفتم ای پریچهر ُ پری !!!
بد خرابم کرده ای
بدتر از این آب سگ
گشته ام خراباتی و مست ؟*
زد لبخند ...
سر تکان داد
از جایش بجنبید
گفت نمی شوم شکار توی پست *
او رفت و در خیال خودم گنگ شدم
انگار نبوده ام از اول به دنیا
رفت و مستی ام پرید
زندگانی ام هیچ شد
من شدم تارک دنیا *
بعد آن لحظه همه عمر می زده بودم
غرق آن کوچه ی تنگ ...
داخل آن جوی آبک
ولی نبود اثری از آن پری سیما *
۲ اردیبهشت ۸۸
هارای آردا
من و معصومم رو دعا کنید ... .
تا بعد ... .
+
درد و دل شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 14:42 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام از دل پرسه های مستانه ام به شما دلبران جان
آمدم تا باز از نو زندگی کنم
مدتی نبودم و تار هورمجگ ها فضای دلستان کهنم را پر کرده بود حال آمدم تا با تکاننده ی جنس موهای خرماگینم رنگی بزنم نو به این ویرانه ی دریچه ذهنم
با من همراه باشید با شراب لیلی :
بی تو در عمق ثانیه ها غرق عذابم
بی تو پوچم همه شب غرق شرابم
آن روز که دیئمت دیوانه شدم
بعد آن لحظه من مست و خرابم
#############
همه شب مست و خراب توی لیلی
دگرم نیست هیچ به مستی شرابم میلی
تو همان شراب شبهای سیاه من مستی
می خورم شراب هجرت شب و روز خیلی
#############
لیلی پر ز خرابم بخورم شراب رویت
چه کنم من که شدم اسیر مویت
می کنم غسل به تنم با شراب هجرت
تا که آیم خراباتی و مست به سویت
#############
چه کنم من که شدم دوزخی و مست
به سرم جز هوس رویت مگر هست ؟
رفته ام و شده ام یار دوزخیان پست
ولی افسوس که لیلی ز برم رست
هارای آردا
ممنونم که نوازشگر احساس خراباتی ام گشتید ...
من و معصوم رو دعا کنید ... .
تا بعد ... .
+
درد و دل شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت 16:6 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام
باز هم شب عید خوش
دلم پره ببخشید ... .
بابت خنده یشان
شاید بشود حرف نزد
شاید بشود خنده شد بر لبان شماهای پست پست
بی خیال خنده تان
می زنم حرف درون
با تمام سوز جون
تا بگیرم از شما ! آنان !
آبی از گریه یشان
من و معصومم رو دعا کنید ... .
تا بعد ای شاپرک های بی بالم ... .
+
درد و دل شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 21:7 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام ... توی آسمون تکابش عیدتون مبارک امیدوارم سال جدید براتون پر موفقیت باشه من و معصومم رو هم دعا کنید تا بعد ... .
با تموم آدماش
می خونم با دل و جون
برای یه یار مهربون
که بگم هرچی که هست
این صدای دلمه
یه صدا که میخونه
از ته دل دل
با یه رنگ پر خون
که بگه عاشقته
میون این همه آدم
توی این شبی عید
توی این قیامت خیابونا
فقط این تویی که عشقی
برای دل خرابش
می خواد بگه
هرچی که هست
هرکی که هست
فقط تویی ستاره اش
+
درد و دل شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 20:50 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

شمع جمع شاپرکهایی یا رضا تو کلید ساده ی مشکل گشایی یا رضا شهادت امام رئوف رو به همه مسلمین تسلیت میگم ... . من و معصومم رو هم در این شب دعا کنید ... . تا بعد ... .
+
درد و دل شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 23:33 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام خوبید ؟؟؟ ممنونم بهمون سر میزنید یه شعر دارم : میدانم انروز که قرار است نگایت کنم نیست از تو هیچ نشانه تا پیدایت کنم سرگردان خواهم شد در آن روز تا که شاید برای لحظه ای شده تماشایت کنم چه کنم تمام جانم شیدای توست سرگردانم تا تو را هم شیدایت کنم بیا بنگر این دل خونین من شاید با این جنونم بتوانم لیلایت کنم افسوس که این دم عاشق دگرانی تو انگار بیهوده است تو را به عشقم بینایت کنم آن روز که شکستم تو دگر نبودی دگر چه سود دل خوش به وفایت کنم نیست از تو دگر در زندگانیم نشانه ای پس چرا بیهوده در زندگانی خویشم اردایت کنم دل از تو و عشق تو شستم می روم دگر نمی خواهم تو را عاشق هارایت کنم یه شعر از غلامحسین ساعدی : آی اوجا داغلار کیلکه لی باغلار من غریب اولسم منه کیم آغلار من و معصومم رو هم دعا کنید ... . تا بعد ... .

+
درد و دل شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت 20:22 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

کجا دارم برم دنیا سیاهه شه بی کس من دخت ربابه سلام ... اربعین سالار شهیدان رو به تمام مسلمین جهان تسلیت عرض می کنم ... . به امید ظهور حجت ... . تا بعد ... .
+
درد و دل شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 20:27 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام ...
امروز روز تولد گل منه ... عشق من ... معصوم من ... .
گلم تولدت مبارک ... .
برای من و معصومم دعا کنید ... .
عبی یارتون ... .
حق نگهدارتون ... .
تا بعد ... .
+
درد و دل شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 10:29 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

من جا مانده ام از قافله ي خوشبختي
جدا مانده ام از كاروان عشق
من هنوز از تربت كربلا
حاجت روا نكرده ام دلم شفا نداده ام
غوغاي نياز در دلم ، هنگامه اي سروده به رنگ سرخ شهادت
دلم را دخيل بسته ام به خاك خداي خون و شهادت تا " يكي بود يكي نبود " هاي قصه هاي بزرگسالي را خط بزند تا مشقي دهد مرا مه در آن مرد من بيايد حتي در باران!
دست هايم كه طعم زلال ضريح شش گوشه اش را حس نكرده اند را به تو مي سپارم اي ابولفضل! پناه دستهايم باش با دست هايت كه از جنس خداست...
اي آموزگار جهاد
به حرمت تبرك خوني كه سند اسلام را امضا زده مگذار دلم غرق خون شود
به تقدس بزرگيت نگذار عظمت وجودت را لابه لاي زنگارهاي دلم گم كنم
اشك را برايت زنجير مي كنم تا برايم نردبان نور بياوري به سوي خدا
تنم را سيه پوشت مي كنم تا كه شايد نگاه ساقي تشنه لب سرزمين شهادت، به حرمت قلب بزرگش سياهي دلم را بزدايد
يا حسين! تشنه ي آبي بودي و تشنه ي شفاعتت ايم.
يا حسين! بگو براي خاك خشك دلم جرعه اي اب كربلايي بياورند.
+
درد و دل شده در شنبه 14 دی1387ساعت 11:28 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام
خوبید ؟؟؟
ممنونم بهمون سر زدید
بازم یه شعر :
آن روز که در آن کوچه ی بن بست بودی
دل ربودی ز دلم
برف بود و تگرگ پر سوز
آتش زدی به دل چون پوستم
آن روز گذشت و من نگذشتم از آن روز
در دل من ماند جاوید آن آتش پر سوز
نیست در یاد تو هیچ یادم
لیک من زنده ام از یادت
افسوس دلت چون دل من نیست
تو بی خیال ...
من بی خیالت نیستم
بعد عمری از آن روز که دیوانه ات هستم
دادند به گوشم که تو رفتی
من مانده ام و آتش پر سوز
افسوس که از یاد تو رفتم
افسوس که جائی ز برایم به دلت نیست
تو رو با آن شیفته مرد
نازک لایق عشقت نیستم ... من کیستم !!!
از رفتنت بگذشت و من سوزتر گشتم
عمرم بگذشت و من جانم به هدر شد
ز آن آتش جانم به در شد
تارم به سفیدی گرایید در این عمر
افسوس که جوانیم هدر به عمر شد
آتش یاد تو از جانم نرفته است
دگر ز بشر گردنم در زارم
ندانم که که ام و چه ام
آتشم ؟
آدمم ؟
چیستم ؟؟؟
فرا رسیدن ایام عزای حسینی رو به همه تسلیت میگم :
در جمع عشق بازان ما را راه ندادند
گفتند که رو سیاهی پیرهن سیاه نداند
گفتند که اینجا مکان عاشقان است
به مقام عاشقی ما را جاه نداند
من و معصومم رو هم دعا کنید ...
تا بعد ... .
+
درد و دل شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 1:52 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|

سلام ...
خوبید ؟؟؟
ممنونم بهمون سر میزنید :
در خیال خودم آن شب که تو را دید زدم
در دلت عشق نبود
خالی از هرچه که بود دل ربود از دل من
لیک در آن لحظه ی داغ فکر عشق دل تو هیچ نبود
به گمانم تو همان گمشده ی عمر پر از نکبت من بودی
که در این لحظه ی داغ قاب عکست شده است دیده ام
چه خیال دل آسایی بود آن شب
که تو را دیدم و دیوانه شدم
ماراتن عقربه ها ادامه داشت
جام سرخ شراب سر کشیدی
غرق تماشا بودم که ناگه
آمد آنکه نباید و شد آنچه که نه
خنده گشت یار لبانت
لب به لب سائیدی و آمد به گوش صدای تق دندانت
دست دادی و دستم خشکید
عانی انگار زمین گیر شدم
دگر هرگز نشد آن لحظه به عمرم که شدم
تو شدی غرق به خنده من شدم غرق تفکر
چه خیال عبثی بود که تو را دیدم و دیوانه شدم
بعد آن مکث پر از درد و عذاب
که تو را دیدم دست به دست
آمدم بر لب بار
زدم جام به جام و ساکن میخانه شدم
تو ولی بی خیال دل من
لاس به لاس می زدی
می کشم بغض فرو خفته ی خویش
می دهم آه درون
ناگهان دید زدی و خنده دادی به لبم
و ناگه تر از آن چشم ربودی ز تنم
من ماندم و اضطراب آن نگاه
به دلم تف بر این شب زدم
که چرا مست شدم
که در آن مستی عاشق تو و از خویش بیگانه شدم
آهنگ پر دانس کشید پرده به گوشم
شدم از حال برون
همه شادند و من معکوس
همه گویند که مست است
ولی افسوس ندانند دل من
دارم حالم بد می شوم
دست در دست
لب در لب
دست روی پیچش کمر
غرق دانسی با او
دلم از کار تو خشید
بغض در گلو و آه در دل
سر به گریبان غمم
جای من نیست اینجا
که تو فاحشه گردی به دو دیده
جای من نیست ...
می روم
تارک آن خانه شدم ... .
ممنونم بهمون سر میزنید ... .
من و معصومم رو هم دعا کنید
تا بعد ... .
+
درد و دل شده در پنجشنبه 5 دی1387ساعت 1:43 درد و دل کننده ساجد و معصوم
|
