تبليغاتX
نازمن

نازمن

نازمن خداست

HOMEPAGE

E-MAIL

من ان مصلوب خاموشم
تو ان شهزاده ی رویا
منم دنیای غرق خاموشی
تویی شب قصه ی دنیا

 

 

سلام

خو.بید

ممنونم که بهم سر میزنید

منو ببخشید خیلی وقته نیستم

میام

زود زود میام

دعامون کنید

تا بعد

+ درد و دل شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 1:54 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ...

خوبید ؟؟؟

ممنون حضورتون در وبلاگم هستم ...

ببخشید یه مدت نبودم آخه سرگرم امتحانات ترمم بودم فردا هم آخرین امتحانه ... دعا کنید ...

اومدم یه شعر بزارم امیدورم خوشتون بیاد :

 

در کنار جاده های انتظار بودنت

روز و شب در التهاب لحظه ام

کاش وصلت پیمان من و تو 

دست تنهایی مرا ببریده بود

پیکر مور مور زده ی خسته ام

در جدال زندگی درمانده شد

سهم این من آشفته حال

یک سنگ و گل ارکیده بود

مست و منگم از جدائی دلت

چشم بر در دوخته مانده ام

دست تمنایم سوی خدایت دراز

گوئیا چشمه لطفش خشکیده است

Haray Arda

 

من و معصومم رو دعا كنيد ...

تا بعد ... .

+ درد و دل شده در دوشنبه 17 تیر1387ساعت 23:5 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ...

خوبید ...

روز مادر مبارک ...

ولادت زهرای مرضیه ( س ) رو به همه تبریک میگم ... .

به امید ظهور آقا ... .

تا بعد ... .

+ درد و دل شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 22:55 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ..

خوبید ؟؟؟

ممنون حضور همیشگیتون توی وبلاگم هستم ...

امروز اومدم یه شعر بی مخاطب بزارم امیدوارم خوشتون بیاد :

 

من میگم اونکه نباید عاشق اون چشات شده

هر شب و روز پیشت یار اون شونه هات شده

من میرم سهم من از تو فقط اشکه

نباشم بهتره آخه اون بدجوری خاطر خوات شده

من غریبه بودم از اول هم گل یاسم

خوش به حالش از روز اول آشنات شده

من همش حرف حرف خودم بد گله نکن

حالا اون به جای من سر به رات شده

یه زمون عشق بین ما حرف مردم بود

اما زمونه بد نامرده حالا اون یارت شده

 

Haray Arda

 

ممنون حضورتونم ...

من و معصومم رو دعا کنید ...

تا بعد ... .

+ درد و دل شده در پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 13:51 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

زمانا اسکی زمانادی
خوشلوق الان دردی ویرن زامانادی
اورگ توتولاندا
قاچان زامانادی
قوجا اولدورن جوان قوجالدان زامانادی
الاه یارادان

الاه داندیران زامانادی

اورگ الان

اورگ سیندیران زامانادی

بوشلا بو سوزلری
زمانا اسکی زامانادی

 

Haray Arda

 

سلام

ممنونم بهمون سر میزنید ...

حضورتون باعث دل گرمی ماست

من و معصومم الان بیش از هر زمان به دعاهاتون نیاز داریم ژس دعامون کنید

امروز رفتم یه وبلاگ یه متنی توسط یکی از نظر دهندگان دیدم خوشم اومد در مورد خدا است دلم میخواد براتون بزارم :

 

رگ گردن

مهربانتر از مامان و بابا

من لی غیرک؟

 

 

دعامون کنید ...

تا بعد اگه خدا بخواد ... .

+ درد و دل شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 14:26 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ...

خوبید ؟؟؟

شهادت حضرت فاطمه ( ع ) رو به همه ی شما مسلمین به خصوص سادات عزیز تسلیت میگم ... .

به امید ظهور آقا ... .

دعامون کنید ... .

تابعد ... .

+ درد و دل شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 12:42 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ...

خوبید ؟؟؟

ممنون حضورتونم ...

یکی گفت معنای آردا چیه ... آردا یعنی ماندگار و جاودان ...

امروز یه شعر تلخ میزارم ... امیدوارم خوشتون بیاد ... :

 

سینی انباشته به زغال نیم سوخته

ته سیگارها ...

توتونِ ...

سُرخ ...

پُرتغالی ...

سَیاه ...

قَهوِه مانند ...

سینیِ زیرِ سیگاری ...!!!

حلقه ی دود ...

گمشده در زیرشان پیکر زخم خورده ام

قلب من در سینه تاپ تاپ می زند ...

ایست ...

خبردار ...

احترام مرگ واجب است !!!

قلیان آبکی ...

سر چرکین ...

لوله خرطومش چون گذار زندگی ...

مشکی ...

پر طوفان ...

پر از دود و نکبت ...

به سینه ام می رود ...

شیشه ی ته کشیده ی پنج انگشت ...

یادگار ۱ سال پیش ...

لیوان پایه بلند ...

چایی سرد ...

یادگار آخرین بد مستی ...

رنگ چون فرش زیر پا ...

ای خدا !!!

این رنگ دل است ؟؟؟

بک گراند خارجکی کام من !!!

روی تو !!!

آن کلاه توریت سوراخ سوراخ چون دلم ...

پیرهن قهوه ایت کدر چون سرنوشتم ...

دستبند دست تو پر پیچ و خم ...

یاد سرنوشت نکبتم هستم !!!

بی خیال !!! CLOSE اش می کنم ...

سیگار را خاموش می کنم ...

و لیوان را می شورم ...

زغال سینی را به سطل آشغال می ریزم ...     آشغال گفتنم یادت هست ؟؟؟

شیشه ی پنج انگشت را می شکنم ...

و می روم ...

از تو آزرده گشتم ...

مالم نیستی ...

می روم بی هدف ...

تا ... .

 

Haray Arda

 

ممنون حضورتونم ...

من و معصومم رو دعا کنید ...

تا بعد ... .

+ درد و دل شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 13:51 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ...

خوبید ؟؟؟

ممنون حضورتونم ...

یه آپ میزارم بی مقدمه :

 

او ... از او خسته ام ...

خسته ام از هر بودنم ...

خسته از این بیهودگی ...

خسته ...

سهم من از زندگی اشک و بس ...

سهم او خنده ...

سهم تو منگی ...

خسته ...

می ترسم ...

از جدال نا برابر خودم ...

می ترسم از زندگی ...

خسته ...

تو منگ لحظه ای ...

او فرصت طلب این میان ...

و من بریده ُ غرق خستگی ...

خسته ...

 

 

Haray Arda

 

 

من و معصومم رو دعا کنید ...

تا بعد ... .

+ درد و دل شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 21:58 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ...

خوبید ؟؟؟

ممنون حضورتونم توی وبلاگم ...

امروز یه شعر میزارم که غرق ناامیدیه ... ببخشید ... .

 

 

مرگ شیرین بود اما مرگ من

تلخ تر از هر بودنی است

بودن من ُ بودن تو ُ سرنوشت ...

جز وصال ما هیچ زخمی نداشت

این خدای مهربان شما

گشت مرحم زخم او

من و تو در حسرت این وصال

گمشده در ابتدای رضای خالقیم

در پی محراب نمازش روز و شب

منگ در تفسیر عبادت و بندگی

مرگ بازهم آمد بر دیده ام

زیر سم تایر آن ماشنک

بازهم ربت نجاتم داده است

تف بر این زندگی تف بر زندگی

دست یارم تکیه گاهم گشته بود

سم تایر مو به مو با پیکرم

گفت منت کش مرا تا عمرت هست

تف زدم بر او همچون زندگی

آرزویم وصلت خندان توست

پیکرت خورشید چشم من

قلب عاشق پیشه ات رب من

کافرم من کافرم من کافرم

سرنوشت من نرسیدن ُ مرگ نیست

تف بر رسم دنیا ُ تف

دوست دارم خستگی های دلم

با تو مرحم گردد مونسم

دوست دارم تو پا به سرم بگزاریم

زیست گردم روز و شب در سایه ات

تف بر این دنیای صد رنگ شما

رب تو بیزار از وصل این دلم

از مرام این خدای مهرتان

سهم من شد دل زدگیُ خستگی

میروم تا کفر من خاک شود

پیکرم تنهاست ُ کفرم در غمش بی قرار

می رود تا پیکرم را یاری کند

کفر من از عشق من بوده است

شکرت ای خالقم

شکرت ای خالقم

رب من آزرده ام از دست تو

میروم تا کفرت حرفم نشود

میروم با آرزوهای کال و بی سرانجامم

میروم خسته با کوله بار پر شرمندگی

 

Haray Arda

 

شعر بی وزنیه ببخشید ... .

من و معصومم رو دعا کنید ... .

تا بعد ... .

+ درد و دل شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 14:17 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ...

خوبید ؟؟؟

ممنون حضورتونم ...

امروز میخوام یه آپ ترکی بکنم که ترجمه نداره :

 

سنه قوربان گوزل قیز

سن هارا بله گیدیرسن ؟

من سنه عاشق اولموشام

حتی الاهیدا من دانمیشام

سن منی حیران ایلدین

گوزلیم نیه ناز ایلرسن ؟

منه ب وفالیق ایتمه

منسیز هیچ یانا گیتمه

دیمه من قلبی قره یم

نیه میفته سوز پیچیرسن ؟

عزیزیم عمره سبب سن

سنین شیدا عاشیقینام من

چوخ ایستمگدنی بو رفتار

عزیزیم نیه عشقیمنن کوسورسن ؟

 

Haray Arda

 

ممنونتونم ...

من و معصومم رو هم دعا كنيد ...

تا بعد ... .

+ درد و دل شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 0:32 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

خدايا عشقي سن دنيادان آلما

پناهين اي الله انسانان آلما

سلام ...

خوبید ؟؟؟

ممنون حضورتون در وبم هستم اومدم امروز یه آپ کنم تا خوشتون کنم :

 

شنیدم که مردی مرا ننگ کرد

به گیتی جای مرا تنگ کرد

ندانستم آن مرد چه دیده است

که دل به رویم سنگ کرد

بگفتن آن مرد یار تو بود

که از بی وفاییت مرا انگ کرد

خجل گشتم از عشق پست خودم

زدم باده ای و مرا منگ کرد

به کارم لبش خنده آلود شد

زد باده ای شوخ و شنگ کرد

ولی آه خود را فراموش نکرد

آه او اثر کرد مرا لنگ کرد

تو با دیدنم فراموش کردی مرا

*و این کارت مرا گنگ کرد

مرا هم چو او وارهادی

کارت سرانجامم قبر صد رنگ کرد

 

* قافیه این مصراع دچار اشکال وزنی است و فقط به جهت تکامل معنای شعر آمده است .

 

Haray Arda

 

ممنون حضورتونم ...

من و معصومم رو دعا كنيد ...

تا بعد ... .

+ درد و دل شده در سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 17:48 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

سلام ...
خوبيد ؟؟؟
ممنون حضورتون در وبلاگمون هستم
امروز ميخوام يه شعر بيزارم كه مال 2 3 سال پيشه كه تا حالا جائي نه نوشتمش نه خوندمش و  امروز ميخوام اينجا بيزارمش :


به خيال مهرت به شهر عشق اوباش شدم
به اميد رسم رويت چيره دست نقاش شدم
من اسير غم نقش ماه روي تو شدم
به اميد وصلت تو مهمان ياهو شدم
جان مولا كه ز عشقم همه حيران شدند
ز بي وفايي دل تو اهل عشق گريان شدند
عشق من ، بي وفايي تو ،مردم خسته شدند
به اميد وصلت ما به خدا بسته شدند


ممنون حضورتونم ...
من و معصومم رو دعا كنيد ...
دعا كنيد وصال سرانجاممون باشه ...
ممنونم ...
علي يارتون ...
حق نگهدارتون ...
تا بعد اگه خدا بخواد ... .

+ درد و دل شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 15:3 درد و دل کننده ساجد و معصوم |

اری اری میشود شااااااااااکر نبود؟؟
اری اری میشود ذااااااااااااکر نبود؟؟
رمز عشق مرتضی در ذاکریست
رمز عشق فاطمی در شاکریست
با تو از معنای بودن سر خوشم
بی تو حتی از نفس هم نا خوشم
گریه های نیمه شب هم گر نبود
جای زخم فاااااااااااطمه بهتر نبود
با تو از بودن چه پر اوازه اااااااااااام
بی تو اما مادرم غم واژه ااااااااااااام
جان مولایم حسین با من بمااااااان
چلچراغ فاطمی ما را نرااااااااااااااان


فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

مادر و پدر

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

 فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

 سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1- از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2- رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3- امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

 صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

 فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

مقام عصمت

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. 

 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر

 با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام)